![]() |
![]() |
|
| مرثیه های عاشورایی در سوگ سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) |
|
امان از جدایی ! امان از بغض های شبانه ی بقیع ! امان از بغض هایی که خاموش ست؛ امان از داغی که در دل زینب (س) است چگونه سر به شانه ی تنهایی نگذارد کسی که از هستی خویش جدا شده است؟! چگونه ناله نکند آن که امانت بی دلیل الهی را شکسته بال و حزین، به آسمان سپرده است؟! چگونه به تعزیت ننشیند آنکه صبر جمیل فاطمه (س) را در کبود ترین لحظه ها به تماشا نشسته و عاشقانه به شکیبایی مقدس زهرا(س) ، ایمان آورده است؟! این شانه های خیبر شکن کیست که از سنگینی اشک ها خم شده است ؟! این دست های صاحب ذوالفقار مگر نیست که از شدت درد می لرزد ؟! این زبان آتشین خطبه ها نیست که بغض، مجال آه از گلویش گرفته است؟! با کدامین چکامه ، این مرثیه را بسرایم که سیل اشک ، هستی مدینه را به یغما نبرد؟! با کدامین نوحه به تعزیت بنشینم که زمین، گریه های آسمان را تاب آورد؟ بانو! ای مادر احساس های سبز ، ای تبلور عصمت ، بانوی آب و آیینه و ای شرافت آدمی در خاک و افلاک! اگر برکت دست هایت نبود آسمان، ما را ریزه خوار کدامین "دستاس " می کرد تا با گفتن "یا زهرا(س)" تلخی تمام درد ها را به شیرینی درمان بسپارم. یا زهرا(س) ، ای آینه لطافت هستی در ضمیر خاک. ** خورشید، وضو گرفته از راه می رسد. مجال شب، به مناجات کهکشان سپرده شده است و مجال روز، به دعای خورشید؛ خورشیدی که هر روز ، شاهد زشتی و زیبایی مخلوقات است؛ زیبایی کودکان خانه ی زهرا(س) و زشتی دست هایی که آتش به همراه دارند. خورشید، شرمناک از روی محجوب علی ست ؛ شرمگین خیبر شکنی که به پیامبر قول داده است برابر تمام غم های عالم شکیبایی کند؛ حتی مصیبت زهرا(س) ! خورشید، هر روز به نیابت از شیعیان به تربت پنهان زهرا(س) سلام می کند و گرمای حضور خویش را از آستان کبریایی او می طلبد. سلام بر تو ای دختر عواطف نبوی (ص)، مهربانترین بانو، یگانه ی هر دو گیتی ! بانو ! نامت بلند در نهانخانه ی تمام گنبد ها؛ نامت به شکوه در زلال تمام آب ها و آیینه ها ؛ داغت را بهانه ای جز زلال اشک ها نیست! تربت پنهان تو را باید در سودای دل به جستجو پرداخت که عصمت عارفانه ی تو تنها در زلال عاشقانه دل هویدا می شود و بس! زیارتگاه تو ؛ پاک ترین نقطه از دل مومنان است که با التجا به نامت تمامی دردهای بی درمان را درمان می بخشد و زلال معرفتت با گفتن " یا زهرا(س)" ، بر نگاه ها جاری می شود . چه دردناک است یاد آوری شهادت تو! چه جانکاه است غربت تو ! بانو! تو را به غربت بقیع، یاورمان باش در مصایب دنیا! *** |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:27 توسط سید علی اصغر موسوی (سعا) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
الهی !
به سرخی یاد حسین (ع) سبز مان گردان در سالی که با نام ویادش ارغوان دلها شکفته است! ×××× ×××× السلام عليك يا ابا عبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائك السلام علي الحسين وعلي بن الحسين واولادالحسين واصحاب الحسين ورحمه الله وبركاته |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 دی 1387 بهمن 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| پیوندها |
|
امام حسین (ع) |
|
RSS
|